شاید بشه گفت توی همین دوسه روز اخیر اتفاقات زیادی افتاده .چیزایی که حتمن در موردشون مینویسم اما واقعن برام سواله !!!!!

چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی
چرا اینجوریه ؟؟چرا از گفتن احساسمون ترس داریم .البته بیشتر حرفم با پسرا هستش .به هزارویکک دلیل که یکیشون بی جنبه بودن پسراس(من مرحوم

)یه دختر نمیتونه ابراز علاقه کنه اما چرا؟؟از کجا میدونید خوشبخت شدن یه دختر با شما نیست ؟؟چرا فکر میکنید پول و ......میتونه تامین کننده ی خوشبختی یه دخترباشه؟؟چرا این کلمه ی جادویی رو بکار نمیبرید؟؟
دوست دارم
کلمه ایی جادویی!!که حتی مستقل ترین زن و مرد ترینشون رو !!اغوا میکنه .

به جونه شما راست میگما
یکی از دلایل نوشتن این متن میتونه دیدن فیلم "توفیق اجباری" باشه که برای دفعه ی 5م دیشب دیدم(اون نیشاتونو ببندید

سفر با اتوبوس و در ضمن ساعات عذاب آور 5شنبه و جمعه در خوابگاه همینه دیگه)و البته یه سری اتفاقات برا یه دوست
جالبی قضیه در این بود که ماجرای این دوستمون منو یاد کتاب "بازگشت به وی خوشبختی" فهیمه رحیمی انداخت .یکی نیست به این پسرا بگه :مگه مرض دارید .بابا برید جلو یا با اون شرایط قبولتون میکنه یا نه .دیگه این اداهاتون چیه.باید بره ضربه بخوره اون دختره ی بدبخت ..جدا بشه بعد بیایید بگید من همون 10 سال پیش عاشقت بودم؟؟
اگه همون موقع با همون امکانات کم و ناچیزمیومدی جلو زندگیت 10 سال جلو میوفتاد و دختری که دوسش داری هم 10 سال زجر نمیکشید
حالا اینارو ول کنید .باز من لیلا فروهر گوش دادم و فعلن این دوتا آهنگ شده منتخب من.حالشو ببرید
هوا میخوام هوا میخوام هوای تازه ی بهار
عشق میخوام عشق میخوام دلهره ی دیدن یار
هوا میخوام هوا میخوام هوای تازه ی یه دست
یار میخوام یار میخوام تا بگیره دستامو مست
هوا میخوام برای بال وپر زدن به غیر ممکن سر زدن
رفتن به خونه ی خدا با دست لرزون در زدن
گفتن خدا آهای خدا قهری هنوز مثله دیروز
نمیشنوی صدامو با دنیا سوز بگم خدا خدای من
بشنو یه بار صدای من من دوتادست مهربون
میخوام مگه زیاد میخوام ازتوهم آشیون میخوام
یه یار و همزبون میخوام بگوبگو خدای من
بگو مگه زیاد میخوام
تو این هوای بی کسی عشق ه فقط هوای من
بگو که راز قلبمو شنیدی ای خدای من
=========================================
من همون پرنده ی مسافرم توی آسمون آفتابیه تو
اومدم راه درازی واسه ی دیدن اون شب مهتابی ه تو
تو برام مثه یه رویا میمونی تو بزرگی مثه دریا میمونی
توی آسمون تاریک دلم مثله خورشید واسه فردا میمونی
من یه خوابم تو یه رویا
من کویرم تو یه دریا
تو مثه نم نم بارون
من مثه خشکی صحرا
بی تو من مثله حباب روی آبم میدونی بی تو من تشنه ی عشقت تو سرابم میدونی
بی تو آسمون نداره واسه من ستاره ایی بی تو من مثله یه غنچه توی خوابم میدونی
من یه خوابم تو یه رویا
من کویرم تو یه دریا
تو مثه نم نم بارون
من مثه خشکی صحرا

نوشته شده در پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 8:5  توسط Ben
|