http://profiles.yahoo.com/u/J3MV5T75VKK2BOC2JNMBUETPAI |
عرض کردم که با اون میخوام شروع کنم واقعن هم میخواستم با خدا شروع کنم اما یه چیزی باعث شد موضوع عوض بشه
رفتار مسخره برخی آدمای اطرافم
کسانی که فکر میکنن دخترباید آفتاب و مهتاب روشو نبینه . کسایی که فکر میکنن دختر باید تو بهترین حجاب و پوشش یعنی چادر باشه و هر کسی غیر این بود یه ه..... به تمام معناس !!چرا فکر میکنن اگه دختری با پسر حرف زد یعنی اینکه .....
جدی میگم . خیلیا اینجوری فکر میکنن![]()
شکر خدا توی خانواده ایی بزرگ شدم که از لحاظ فرهنگی آدمای باشعوری بودن . پدر و مادرم در عین اینکه اعتقادات محکمی در مورد خدا و دین داشتن اما هیچ وقت متحجر نبودن
از بچگی با پسر جماعت دوست بودم و دوروبرم خیلی پسر بودن . تو همسایه ها. تو فامیل . مخصوصن فامیل پدریم که بین هم سن و سالام تک دخمل بودم به قول یکی از دوستان پسر ندیده نبودم اما هیچ وقت با این پسرها ارتباط "لاو و عشقولانه " نداشتم
اینجوری بزرگ شدم که منو هیچ وقت محدود نکردن اما حدود و خط قرمز ها رو برام مشخص کردن البته اینو هم بگم که خیلی از ارتباطات من از نظر اونادرست نبوده اما به قول مامانم " بزرگی و عقلت میرسه ! "
اما ایده و نظر خودم در مورد ارتباطات و دختر خوب ![]()
![]()
نمیگم اون دختری که خودشو تو چادر بپیچونه و آفتاب مهتاب روشو نبینه دختر بدیه ! اما احتمال میره که بد بشه !! به نظر من اگه این نوع پوشش یا رفتار توی باور و اعتقاد کسی نباشه بعد از مدتی رنگ عوض میکنه و اگه عقیده ش درست نباشه با مرور زمان دیگه سراغ این نوع رفتار نمیره . نمیخوام توهین بشه و نمیگم من اعتقادات محکمی دارم اما برای پوشش و محرم و نامحرم و این جور مسایل یه دیدگاه خاص خودمو دارم . درسته که خدا گفته زن این نوع پوشش رو داشته اما به نظر من برای این بوده که ما نمیتونستیم بفهمیم( در وهله ی اول) آقایی که در کنار ما و در جمع ماهستش چه نوع نگاهی میتونه به ما داشته باشه !! نگاه برادرانه یا ؟؟؟
ماه رمضون و دهه ی اول محرم چادر سرم میکنم و امسال همه ی ترم گذشته رو چادر داشتم و این چادر نه از روی دینداری من بود بلکه صرفن توش احساس راحتی داشتم . خیلیا که برخی ارتباطات منو میدیدن بهم میخندیدن که نه به این و نه به اون. اما دایی بهم یاد داد نظر خودم برام مهم باشه و ایمان به اعتقادم
نمیگم یه دختر اگه از حرف زدن با یه آقا خجالت بکشه دختر بدیه یا مشکل داره اما اگه این دختر وارد دانشگاه شد و یاد نگرفت که همکلاسیش یکیه مثل اون . یه آدم و یه انسان هستش که فقط جنسیتش با اون متفاوته باید به سلامت روانش شک کرد .اون دختر چه جوری میخواد تو جامعه حضور فعال داشته باشه ؟ گلیم خودشو بکشه از آب بیرون ؟؟چه جوری میخوادانتخاب همسردرستی داشته باشه ؟؟ چه جوری میخواد با همکار مردش رفتار کنه ؟؟
از نظر من دختری که بتونه با یه آقا ارتباط برقرار کنه اما حدود رو رعایت کنه از هر نظر دختر سالمی هستش چه اجتماعی چه روانی . دختری که بتونه با یه مرد " دوست باشه " بدون اینکه فکر کنه اون یه مرد هستش دختر سالمیه
از نظر من یه دختر میتونه دوستایی داشته باشه که پسر هستند اما دوستِ پسر نداشته باشه و بلاخره ارتباط با جنس مخالف یه نوع نیاز هستش ..... !!!! به واژه ها درست نگاه کنیم .. یه نیاز که میتونه راهنمای ما در ارتباط هامون باشه .در شناخت آدما و شناخت آدما به ما کمکهای زیادی در انتخابهای زندگیمون میکنه ![]()
من توی ارتباطام با جنس مخالف خیلی چیزا یاد گرفتم و نیازمند این یادگرفتنها بودم . چیزایی که میتونه ی در هر مرحله از زندگی برای من یه کمک بزرگ باشه .و هیچ وقت با یه پسر دوست نبودم . البته بذارین درست بگم " دوستِ پسر" نداشتم اما با خیلی افراد توی دوره کاردانی و الان آشنا شدم که از نظر من دوستای من هستند .دوستایی که پسرن !!!!!![]()
باز هم تو نوشتن گیر کردم . کاش میتونستم حرف بزنم .
سلام
اينم ادامه ي پست
پسر خوب
هميشه الگو و نماد يه پسر خوب برام پسري بوده مثه دايي ايمي عزيزم
يه پسر که همه ي چيزا رو يه جا داشته باشه !!!!
ايمان و اعتقادش به خدا ....درس و کار ..... اجتماعي بودن ....غيرت و تعصب مردانه ايي که باعث محدوديت نيست
پسري که همه ي اهداف و نياتش پليد نباشه!
پسري که بشه بهش اعتماد کرد و تکيه زد.... پسري که جربزه داشته باشه و مرد باشه ... به قول بچه ها انقدر کاري و عاقل باشه که بتونه گليم خودش رو از آب بکشه و کمک بقيه باشه .
پسري که ادب داشته باشه و حرمتها رو حفظ کنه .
مثلن من بين دوستا و کسايي که باهاشون ارتباط داشتم از کسايي خوشم ميومد که ميديدم احترام برا خانوما قائل ميشن و ادب و نزاکت رو در عين صميمي بودن حفظ ميکردن
انقدر غيرت داشتن که وقتي کسي به دوست و همکلاسي يا آشناشون بي احترامي مي کرد از دوستشون حمايت کنن!!
انقدر صداقت داشته باشن که وقتي با يکي هستن چشمشون ......
انقدر مرد باشن که سر حرفشون بمون و يا حرفي و نزنن و اگه زدن .....
انقدر شعور اجتماعي داشته باشن که وقتي يه دختر باهاشون حرف ميزنه فکر و خيالات برشون نداره !
و آخريش اينکه
پسري خوبه که ......
خدا تو زندگيش نقش مهمي بازي کنه و کارايي رو انجام بده که شرمنده ي خدا نباشه ...
حالا فکر نکنيم منظورم سجاده جا نماز آب کشيدنه ... نه ....
توي زندگيم پسراي زيادي و ديدم و به نظرم دايي و مجتبي و عليرضا . سعيد(مهرداد). حميد( همکلاسي قديمي) سجاد و و و
پسراي خوبي بودن
و خيليا رو ديدم که سجاده جا نماز آب کشيدن اما کارشون ......
خيليا رو ديدم که درس خون بودن اما يادشون ميرفت به بقيه کمک کنن
خيليا رو ديدم که ادعاي روشنفکر رو داشتن اما از اين روشني سو استفاده کردن
خيليا رو ديدم که يادشون ميره يه ذره خضوع و فروتني داشته باشن
و
و
و
اينم از پسر خوب . البته ميدونم خيلي چيزا رو کم داره اما سعي ميکنم اصلاح کنم
نظراتتون ميتونه خيلي بهم کمک کنه . منتظرم
پ.ن ۱ :دارم از سرما میلرزم . بقیه شو بعدن مینویسم . یعنی پسر خوب باشه برا بعد ضمن اینکه این دختر خوب هم ویرایش میشه اما فکر میکنم بره تا بعد از امتحان ریاضی مهندسی یعنی ۲۵ دی
راستی ویرایش ها با رنگ دیگه ایی خواهند بود ![]()
پ.ن۲ : از دوستای نتیم یاد گرفتم تا کسی رو کامل نشناختم در موردش قضاوت نکنم.
اما دوست دارم نظر شما رو هم بدونم . پس منتظر کامنتهاتون هستم
خیلی وقته که میخوام یه وبلاگ داشته باشم . یه وبلاگ برای خودم . برای " من " واقعی
نه اون کسی که با یه نام کاربری تو دنیای نت شناخته شده س
میخوام از BEN بگم
از خودم و عقایدم و تفکراتم
به عبارتی میخوام به قول خودم بزرگونه بنویسم !
نمیدونم چر اما همیشه تو نوشتن مشکل دارم و نمیتونم منظورمو درست بیان کنم
اما چی شد که بلاخره این ایده رو عملی کردم
تنهایی !! خلوت !! یه شروع دوباره
شاید به خاطر این بود که تو این مدت بین آدمایی از سنین و فرهنگای متفاوتی بودم
به هر حال
میخوام با آزادی هر چه تمام تر بنویسم نه اینکه قبلن حرفی از شخصیت واقعی م نزنم اما الان این آدرس رو با آرامش خیال به کسایی میدم که توی دنیای نت من نیستن و برای کسایی که از دنیای نت من اومدن تو دنیای واقعیم
اما این رو هم اضافه کنم شاید خیلی از این حرفایی که میزنم برداشتهایی از وبلاگ دیگه م باشه و با اضافه کردن نظرات کسانی که قبول دارم
میخوام اینجا خودم رو بسازم . بزرگ بشم و عاقل !!
پس با نام اون شروع میکنم با نام اون کسی که همیشه همراهمه و وجودشو حس میکنم
خدایا . مهربان من . ای کسی که با حضورت تورو شناختم . ای کسی که تو خلوت تنهاییم اومدی تا مرهمی بشی برای زخمهام
با نام تو و یاد تو شروع میکنم پی حامی من باشه همچون همیشه
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|